در این جلسه، به معرفی و توضیح نحوه شناسایی و معامله با انواع الگوی مثلث، مستطیل و کنجها میپردازیم. این دسته الگوها برخلاف تقسیمبندی رایج که تنها به دو دستهی بازگشتی و ادامهدهنده محدود میشود، در دستهی جدیدی قرار گرفتهاند که ممکن است روند بازار را به هر دو سمت (صعودی یا نزولی) بشکنند.
معرفی اجمالی الگوی الماس (Diamond Pattern)
قبل از ورود به بحث اصلی، اشارهای کوتاه به الگوی الماس یا ذوزنقهای میشود. این الگو نسبتاً نادر است و معمولاً در انتهای روندهای صعودی شکل میگیرد. از نظر ظاهری، ترکیبی از چند قله و کف است و به نوعی میتوان آن را مشابه الگوی سر و شانه دانست. با این تفاوت که بخشهایی از آن کشیدهتر یا پهنتر هستند.
تشخیص این الگو نیازمند ترسیم چهار خط است که با یکدیگر تقاطع دارند. این خطوط محل جدال بین خریداران و فروشندگان را نشان میدهند و در صورت شکست یکی از طرفین، تغییر روند اتفاق میافتد.
مقدمهای بر الگوهای بلاتکلیف یا دوطرفه
در تحلیل کلاسیک، الگوها تنها به دو دستهی بازگشتی و ادامهدهنده تقسیم میشوند. اما در عمل، برخی از الگوها از چنین چارچوبی تبعیت نمیکنند. مثلثها، مستطیلها و کنجها از این دست الگوها هستند. این الگوها ممکن است در هر جهتی شکسته شوند و همین ویژگی باعث میشود به آنها "دوطرفه" گفته شود.
سه نوع اصلی
الگوهای مثلثی:
- مثلث متقارن: هر دو ضلع بالا و پایین به سمت یکدیگر میل میکنند. هم سقفها پایین میآیند و هم کفها بالا میروند. این الگو بیانگر بلاتکلیفی بازار است و میتواند هم صعودی و هم نزولی شکسته شود.
- مثلث صعودی: سقفها تقریباً در یک سطح ثابت هستند اما کفها به مرور بالا میروند. این نشاندهنده قدرت بیشتر خریداران نسبت به فروشندگان است. کلاسیکها این الگو را ادامهدهنده صعودی میدانند؛ اما شکست نزولی آن نیز ممکن است.
- مثلث نزولی: در این حالت، کفها تقریباً ثابتاند ولی سقفها یکی پس از دیگری پایینتر میآیند. این نشاندهنده قدرت بیشتر فروشندگان است. هرچند در روندهای نزولی تشکیل میشود، اما امکان شکست صعودی نیز وجود دارد.
نحوه ورود به معامله بر اساس الگوی مثلث
نقطه ورود پیشنهادی پس از شکست مثلث و خروج نمودار از آن است. این شکست ممکن است به سمت بالا یا پایین باشد. معمولاً پس از شکست، بازار یک پولبک به خط شکستهشده میزند که میتواند بهترین زمان برای ورود به معامله باشد. این پولبکها هم در تایمفریم بالاتر و هم پایینتر قابل مشاهدهاند.
برای تعیین حد سود، ارتفاع قاعده مثلث (پهنترین بخش آن) اندازهگیری شده و به نقطه شکست منتقل میشود. این فاصله بهعنوان تارگت سود در نظر گرفته میشود و در هر سه نوع مثلث به همین روش عمل میشود.
برای تعیین حد ضرر، دو رویکرد پیشنهاد میشود:
- قرار دادن استاپ در زیر اولین کف (یا بالای اولین سقف) مثلث؛
- قرار دادن استاپ زیر ناحیهای که شکست در آن تأیید شده.
این ناحیه میتواند همان محل پولبک یا منشأ شکست باشد.
نکات پیشرفتهتر درباره سطحهای پرایسی
در مسیر ورود به مثلث، معمولاً یک توقف کوچک قیمت یا نوسان وجود دارد. این ناحیه منشأ شکلگیری مثلث بوده و ممکن است در آینده به عنوان سطح پرایسی جهت ورود به معامله عمل کند. همچنین در ناحیه شکست (جایی که قیمت با قدرت از مثلث خارج میشود) معمولاً سطوح پرایسی شکل میگیرند که قابل استفاده برای تعیین نقطه ورود یا حد ضرر هستند.
در مثلثهای بزرگتر، ممکن است حتی در داخل خود الگو چند سطح پرایسی نیز وجود داشته باشد که بعدها در برگشتهای قیمتی اهمیت پیدا میکنند.