در این جلسه تمرکز روی بررسی دقیق الگوی مستطیل (Rectangle Pattern) در چارچوب تحلیل تکنیکال است.
الگوی مستطیل در تحلیل تکنیکال کلاسیک بهعنوان یک الگوی ادامهدهنده شناخته میشود. اما برخلاف این تعریف سنتی، مستطیلها الزاماً ادامهدهنده نیستند و در بسیاری از موارد بهعنوان الگوهای بازگشتی نیز عمل کردهاند. به همین دلیل پیشنهاد میشود که این الگوها را در دستهی «الگوهای دوطرفه یا بلاتکلیف» در نظر بگیریم.
ارتباط مستطیل ها با بیس ها
مستطیل نوعی بیس (Base) است؛ یعنی ناحیهای که بازار در آن حالت سکون دارد. تعریف بیس طبق جلسات قبل این بود که وقتی حداقل سه کندل متوالی در جا بزنند (کندلها با بدنههای کوچک و تحرک کم تشکیل شده باشند)، بیس شکل گرفته است. این بیسها معمولاً در تایم فریمهای پایینتر قابل تشخیص هستند، اما برای تحلیل بهتر باید تایم فریم دقیق بیس را مشخص کرد.
تشخیص تایم فریم بیس اینگونه است که شما باید آنقدر تایم فریم را بالا ببرید تا حداقل سه کندل درجا زننده دیده شود. اگر در تایم فریم مثلاً روزانه، ۱۰ کندل درجا زدن ببینید و در تایم فریم هفتگی تنها ۲ کندل وجود داشته باشد، نتیجه میگیرید که بیس در تایم فریم روزانه شکل گرفته است.
نحوه ورود، خروج، حد ضرر و حد سود در الگوی مستطیل
پس از تشخیص بیس، نوبت به تعیین نقاط ورود و خروج میرسد. در
تحلیل تکنیکال کلاسیک، ورود پس از شکست مستطیل و پولبک به ناحیه شکستهشده انجام میشود. در این حالت، اگر شکست به سمت بالا باشد و پولبک به سطح مقاومت قبلی (که حالا به حمایت تبدیل شده) انجام شود، نقطه ورود بعد از پولبک خواهد بود.
برای تعیین حد سود، معمولاً اندازه کل عرض مستطیل را از نقطه شکست محاسبه میکنند. اما در مورد حد ضرر، دیدگاه مدرس متفاوت است. پیشنهاد میشود که حد ضرر را نه دقیقاً در کف مستطیل بلکه پشت یک سطح پرایسی یا ناحیه تصمیمگیری داخل مستطیل قرار دهید تا نسبت ریسک به ریوارد بهتری (مثلاً ۱:۲ یا بیشتر) داشته باشید.
سناریوی فریب بازار (Fake Breakout) و ورود پرریسک
در برخی مواقع، بازار بهصورت فریبنده (Fake Out) عمل میکند؛ یعنی ابتدا به ظاهر مستطیل شکسته میشود، سپس قیمت سریعاً به داخل مستطیل برمیگردد. این رفتار اغلب توسط بازیگران بزرگ بازار انجام میشود تا حد ضرر معاملهگران فعال شود و آنها از معامله خارج شوند.
در چنین حالتی اگر کندل بعد از شکست به سرعت به مستطیل بازگردد و بسته شود، این برگشت میتواند نقطه ورود پرریسک دیگری باشد. اما چون این ورود برخلاف روند جاری است و پس از فعال شدن حد ضرر اولیه انجام میشود، نیاز به احتیاط بیشتری دارد. در این روش، حد سود به اندازه دو برابر ارتفاع مستطیل و حد ضرر نزدیک به پایین مستطیل قرار میگیرد.
انواع شکست الگوی مستطیل و نقش آن در تغییر روند
مستطیلها میتوانند هم به سمت بالا و هم به سمت پایین شکسته شوند. برخلاف تصور رایج، شکست مستطیل الزاماً ادامهدهنده روند قبلی نیست. گاهی مستطیل در سقفها شکل میگیرد و پس از شکست، روند کاملاً معکوس میشود. به این نوع مستطیلها اصطلاحاً بیس پیوت (Base Pivot) گفته میشود؛ یعنی ناحیهای که تغییر روند از آن منشأ گرفته است.
بیس پیوتها نقش بسیار مهمی در آینده نمودار دارند. در تحلیلهای بعدی، اگر قیمت به این نواحی برسد، میتوان بر اساس سطوح پرایسی داخل یا اطراف آن وارد معامله شد. همچنین، هنگام برگشت قیمت از بیس پیوت، معمولاً میتوان الگوهای ادامهدهندهای مانند رالی-بیس-دراپ (Rally-Base-Drop) یا بالعکس را مشاهده کرد.