این قسمت به آموزش مفهوم واگرایی در تحلیل تکنیکال میپردازد. تأکید میشود که این مفهوم در صورت استفاده صحیح میتواند بسیار کاربردی باشد. ابتدا واگرایی را به معنای عدم تطابق حرکات سقف و کف در نمودار قیمت با سقف و کف در اندیکاتورها یا اسیلاتورها تعریف میکنیم.
دو نوع اصلی واگرایی معرفی میشود: معمولی و مخفی. در این جلسه تمرکز بر واگرایی معمولی است که خود به دو حالت مثبت و منفی تقسیم میشود. نوع مثبت آن معمولاً در کفها شکل میگیرد و نشاندهنده احتمال افزایش قیمت است. درحالیکه واگرایی منفی معمولاً در سقفها رخ میدهد و احتمال کاهش قیمت را بالا میبرد.
واگرایی به تنهایی کافی نیست
در ادامه توضیح داده میشود که صرف وجود
واگرایی کافی نیست و باید آن را در کنار سایر عوامل مانند روند کلی، سطوح حمایت و مقاومت، و تأییدیههای دیگر از اندیکاتورهایی مثل
RSI و
MACD بررسی کرد. اهمیت گرفتن تأیید از طریق شکست خط روند در RSI یا تغییر فاز در MACD بیان میشود. همچنین مفهوم «ضعف روند» معرفی میشود که شامل کوچک شدن بدنه کندلها، افزایش طول سایهها، کاهش حجم معاملات و اصلاحهای عمیقتر در مسیر حرکت است. ترکیب ضعف روند با واگرایی، احتمال موفقیت پیشبینی را افزایش میدهد.
مثالهای متعددی از نمودارها ارائه میشود تا نشان مشخص شود در چه شرایطی واگرایی همراه با ضعف روند به تغییرات قوی در قیمت منجر میشود و در چه شرایطی، بدون ضعف روند، فقط یک اصلاح کوتاهمدت رخ میدهد. الگوی «سه سقف» یا «سه کف» نیز به عنوان نشانهای قویتر از ضعف روند و تأیید واگرایی مطرح میشود.
در کل واگرایی مثبت نشاندهنده احتمال رشد قیمت و نوع منفی نشاندهنده احتمال افت قیمت است؛ اما ورود یا خروج از معامله باید پس از گرفتن چند تأییدیه و تحلیل همهجانبه انجام شود. ضعف روند یک عامل تقویتکننده برای صحت سیگنال واگرایی است و معاملهگر باید همیشه به دنبال یادگیری و یافتن نمونههای واقعی برای تسلط بیشتر بر این مفهوم باشد.