بلاک چینیکی از اولین موضوعاتی که هر کاربر تازهوارد به کریپتو متوجه آن میشود این است که «تراکنشها در بلاک چین قابل ردیابیاند». اما برای بعضیها، همین شفافیت یک ضعف است، نه مزیت. از همینرو پروژههایی مثل ارز دیجیتال بایت کوین (Bytecoin) شکل گرفتند؛ رمزارزی که از همان ابتدا ماموریتش این بود که رد تراکنشها را پنهان کند.
ارز دیجیتال بایت کوین با نماد BCN در سال ۲۰۱۲ راهاندازی شد؛ یکی از قدیمیترین پروژههایی که مفهوم پرایوسی کوین یا ارزهای حریم خصوصی را به حوزه کریپتو آورد. این شبکه از فناوری CryptoNote و الگوریتم اثبات کار عادل (Egalitarian PoW) استفاده میکند تا هر کاربر، صرفنظر از توان پردازشی، بتواند در فرآیند استخراج شرکت کند. تراکنشها در بایت کوین با استفاده از امضاهای حلقوی (Ring Signatures) ناشناس میشوند و هیچکس نمیتواند مبدا یا مقصد آنها را شناسایی کند.
در این مقاله از بلاکپست قرار است بررسی کنیم بایت کوین چیست، توکن BCN چگونه کار میکند، پشت صحنه فناوری آن چیست و چرا در زمانی توانست به یکی از بحثبرانگیزترین پروژههای بازار تبدیل شود.
وقتی درباره تاریخ رمزارزها صحبت میکنیم، بیشتر نگاهها به بیت کوین و بعد از آن اتریوم معطوف میشود، اما در همان سالهایی که این پروژه راهاندازی شدند، شبکهای شکل گرفت که دید متفاوتی نسبت به «حریم خصوصی در بلاک چین» داشت؛ بایت کوین.
ارز دیجیتال بایت کوین در ژوئیه ۲۰۱۲ معرفی و خیلی زود بهعنوان یکی از اولین پروژههایی که تراکنشهای ناشناس را ممکن میکرد شناخته شد. تیم توسعهدهنده آن، برخلاف پروژههای بعدی مثل مونرو یا زیکش، تصمیم گرفت هویت خود را مخفی نگه دارد تا فلسفه شبکه با ذاتش هماهنگ بماند؛ یعنی تمرکز کامل بر حریم خصوصی و غیرمتمرکز بودن.
بایت کوین با توکن BCN کار میکند و تمام کد منبع آن متنباز (Open Source) است. این ویژگی به هر توسعهدهندهای اجازه میدهد در بهبود یا گسترش پروژه مشارکت کند. در زمان معرفی، جامعه کاربری بایت کوین بر سه اصل مهم تاکید داشت:

یکی از مهمترین دلایلی که باعث شد بایت کوین از سایر پروژههای آن زمان متمایز شود، ساختار فنی و الگوریتم خاص آن بود. برخلاف بیت کوین که تمام تراکنشها روی دفترکل عمومی قابل مشاهدهاند، بایت کوین بر پایه پروتکلی به نام CryptoNote ساخته شده است؛ پروتکلی که هدف اصلیاش، پنهان کردن جزئیات تراکنشها و محافظت از هویت کاربران است.
CryptoNote در واقع یک لایه کاربردی روی بلاک چین است که تراکنشها را رمزنگاری میکند و به کاربران اجازه میدهد بدون فاش شدن آدرس یا مقدار انتقال، پول ارسال یا دریافت کنند. تفاوت آن با ساختار بیتکوین در این است که دادههای تراکنش در شبکه بایت کوین قابل ردیابی یا اتصال به هویت کاربر نیستند. از جمله ویژگیهای این پروتکل میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
به لطف CryptoNote، بایت کوین یکی از نخستین بلاکچینهایی شد که در آن امکان مشاهده موجودی یا تاریخچه تراکنش دیگر کاربران وجود نداشت.
در بایت کوین، تراکنشها با استفاده از امضاهای حلقوی انجام میشوند. در این روش، امضای کاربر ارسالکننده با چندین امضای دیگر در شبکه ترکیب میشود تا تشخیص فرستنده اصلی ممکن نباشد. بهعبارت دیگر، حتی نودهای شبکه نیز نمیدانند کدام کاربر واقعا تراکنش را ایجاد کرده است. این فناوری بعدا به یکی از پایههای اصلی پرایوسی کوینهایی مثل مونرو تبدیل شد.
برخلاف مدل سنتی PoW که در بیت کوین باعث تمرکز ماینینگ در دست فارمها و دستگاههای ASIC میشود، بایت کوین از الگوریتم Egalitarian Proof of Work استفاده میکند. در این سیستم، استخراج با CPU یا GPUهای معمولی هم قابل انجام است. هدف از این طراحی، جلوگیری از تمرکز هشریت و حفظ عدالت بین ماینرها بود.
شبکه بایت کوین سقف عرضهای برابر با ۱۸۴٬۴۷۰٬۰۰۰٬۰۰۰ واحد BCN دارد. استخراج هر بلاک بهطور میانگین حدود ۱۲۰ ثانیه طول میکشد و پاداش استخراج بهصورت تدریجی کاهش مییابد تا از شوکهای تورمی جلوگیری شود. این مدل باعث میشود که انتشار کوینها بهصورت یکنواخت انجام شود و ارزش بلندمدت شبکه پایدارتر بماند.
امنیت در بایت کوین از ترکیب رمزنگاری پیچیدهی CryptoNote و توان پردازشی کل شبکه تامین میشود. ساختار بلاک چین بهگونهای طراحی شده که در برابر حملهی Double Spending یا دوبار خرج کردن و ردیابی تراکنشها مقاوم است. علاوه بر این، کیف پولهای رسمی بایت کوین از کلیدهای خصوصی منحصربهفرد برای هر کاربر استفاده میکنند که احتمال نفوذ یا دسترسی غیرمجاز را به حداقل میرساند.
بایت کوین در زمان خودش یکی از متفاوتترین پروژههای بلاک چینی بود که بهجای تمرکز بر سرعت یا مقیاسپذیری، بر امنیت دادهها و حریم خصوصی کاربران تاکید داشت. در این بخش به بررسی مهمترین مزایا و نقاط قوت ارز دیجیتال بایت کوین میپردازیم.
یکی از اصلیترین ویژگیهای بایت کوین، ناشناس بودن کامل تراکنشها است. شبکه بایت کوین از فناوری CryptoNote و امضای حلقوی برای ترکیب چند امضای دیجیتال در یک تراکنش استفاده میکند. این ترکیب باعث میشود تشخیص اینکه کدام کاربر واقعا تراکنش را ارسال کرده است، عملا غیرممکن شود.
در نتیجه، هیچ نهاد، سازمان یا کاربر دیگری نمیتواند مبدا، مقصد یا حتی مبلغ انتقالیافته را شناسایی کند. این سطح از حریم خصوصی در آن زمان بیسابقه بود و باعث شد بایت کوین بهعنوان یکی از اولین پرایوسی کوینهای واقعی شناخته شود. همین قابلیت بعدا الهامبخش توسعه پروژههایی مثل مونرو شد.
در بلاک چین بایت کوین، هر تراکنش با یک کلید عمومی جدید ایجاد میشود که فقط برای همان تراکنش معتبر است. به این روش، آدرس یکبارمصرف گفته میشود. این ساختار باعث میشود هیچکس نتواند با بررسی سابقه شبکه، آدرسهای مربوط به یک کیف پول خاص را شناسایی یا به هم متصل کند. حتی اگر گیرنده تراکنش ثابت باشد، هر بار آدرس متفاوتی در بلاک چین ثبت میشود.
این مدل از آدرسدهی، علاوه بر افزایش امنیت، حریم خصوصی کاربر را در سطح شبکه حفظ میکند. در واقع، اگر کسی به دفترکل عمومی شبکه نگاه کند، فقط مجموعهای از تراکنشهای رمزنگاریشده را میبیند، بدون هیچ نشانی از ارتباط آنها با یک کیف پول خاص.
یکی دیگر از نقاط قوت ارز دیجیتال بایت کوین، ساختار خودتنظیم کارمزدها است. در این شبکه، تراکنشها معمولا بدون هزینه یا با کارمزدی بسیار ناچیز انجام میشوند. الگوریتم شبکه بهگونهای طراحی شده است که پاداش ماینرها از طریق انتشار منظم توکن BCN و نه کارمزد کاربران تامین شود. به همین دلیل حتی در زمان افزایش ترافیک شبکه، کارمزدها بهصورت خودکار تنظیم میشوند تا از رشد ناگهانی هزینهها جلوگیری شود.
این ویژگی بهویژه برای کاربران خرد و کسانی که پرداختهای مکرر و کوچک انجام میدهند، مزیت قابلتوجهی محسوب میشود. در مقایسه با رمزارزهایی مثل بیت کوین و اتریوم که کارمزدها میتوانند نوسان زیادی داشته باشند، بایت کوین تجربهای ارزانتر و پایدارتر ارائه میدهد.
الگوریتم اجماع در بایت کوین Egalitarian Proof of Work نام دارد و با هدف ایجاد شرایط برابر برای تمام کاربران طراحی شده است. در این مدل، استخراج محدود به دستگاههای خاص یا فارمهای صنعتی نیست؛ هر کاربر میتواند با یک CPU یا GPU خانگی در فرآیند ماینینگ شرکت کند.
این طراحی باعث میشود شبکه از تمرکز بیشازحد جلوگیری کند و امنیت آن به توزیع گسترده توان پردازشی وابسته باشد. به زبان ساده، اگرچه قدرت پردازشی در سیستمهای حرفهای بالاتر است، اما الگوریتم CryptoNote بهگونهای تنظیم شده است که تفاوت عملکرد بین ماینرها بسیار کمتر از سایر بلاک چینها باشد. این ویژگی در سالهای اولیه، جامعهای فعال از کاربران خانگی برای استخراج بایت کوین ایجاد کرد.
کد منبع بایت کوین بهصورت کامل در دسترس عموم قرار دارد و روی پلتفرمهایی مانند GitHub منتشر شده است. این ویژگی نهتنها شفافیت پروژه را بالا میبرد، بلکه امکان توسعه و بهبود مداوم آن را نیز فراهم میکند. توسعهدهندگان مستقل میتوانند نسخههای شخصیسازیشده از نرمافزار نود یا کیف پول را ایجاد کنند یا حتی فورکهای جدیدی بر پایه آن بسازند.
بسیاری از کوینهای امروزی، از جمله مونرو، در واقع فورکهایی از همین کد منبع اولیه هستند. متنباز بودن همچنین باعث افزایش اعتماد کاربران میشود؛ چراکه هر فردی میتواند امنیت، نحوه رمزنگاری و شیوه پردازش تراکنشها را بررسی کند.
در کنار تمام مزایای فنی و ایدههای نوآورانه، پروژه Bytecoin در طول مسیر خود با چالشهای جدی روبهرو شد؛ مشکلاتی که باعث شد این ارز دیجیتال با وجود سابقه طولانی، بخش بزرگی از جایگاهش را در بازار از دست بدهد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند بخش زیادی از اعتماد کاربران به این پروژه بهدلیل ضعف در شفافیت، مسائل فنی و رقابت با دیگر پرایوسیکوینها از بین رفته است.
یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات درباره ارز دیجیتال بایت کوین ناشناخته بودن کامل اعضای تیم توسعهدهنده است. برخلاف بیشتر پروژههای بلاک چینی که حتی با وجود استفاده از نام مستعار، دستکم اطلاعاتی از توسعهدهندگان منتشر میکنند، بایت کوین هیچ اطلاعات شفافی ارائه نکرده است.
تنها نامی که در رسانهها از این پروژه شناخته شد، «Jenny Goldberg» بود که بهعنوان مدیر جامعه کاربران معرفی شده بود. این موضوع باعث شد بسیاری از فعالان بازار نسبت به اعتبار پروژه و تصمیمات فنی آن تردید داشته باشند؛ چراکه نبود هویت مشخص توسعهدهندگان، شفافیت را کاهش میدهد و اعتماد جامعه را زیر سوال میبرد.
یکی از بزرگترین ایرادات بایت کوین، موضوع پیشاستخراج (Premine) است. طبق دادههای منتشرشده، حدود ۸۲ درصد از کل عرضه توکن BCN قبل از راهاندازی عمومی شبکه استخراج شده بود. این موضوع عملا تمرکز شدیدی در توزیع کوینها ایجاد کرد و با فلسفه غیرمتمرکز بودن در تضاد بود.
منتقدان معتقدند چنین توزیعی میتواند باعث دستکاری قیمت و نقدینگی شبکه شود، چون حجم زیادی از کوینها در اختیار تعداد محدودی از آدرسها قرار دارد. حتی ریکاردو اسپانی (Riccardo Spagni)، توسعهدهنده اصلی مونرو، در زمان عرضه مونرو این موضوع را یکی از دلایل جدایی از پروژه بایت کوین عنوان کرده بود.
اگرچه بایت کوین از نظر تئوری ساختار کارآمدی داشت، اما در عمل مشکلات متعددی در اجرای شبکه مشاهده شد. زمان تایید تراکنشها در شرایط ترافیک بالا افزایش پیدا میکرد و برخی از نودها بهدلیل محدودیت سختافزاری از همگامسازی خارج میشدند.
از سوی دیگر، اندازه بلاکها در مقایسه با بلاک چینهای جدید بسیار محدود بود و این مسئله، مقیاسپذیری را کاهش میداد. در نتیجه کاربران در برخی دورهها با تاخیرهای طولانی در انجام تراکنشها مواجه شدند.
در سالهای بعد از عرضه، پروژههای پرایوسیمحور جدیدتری مانند مونرو، زیکش (ZCash) و دش (Dash) وارد بازار شدند و عملا جای بایت کوین را در میان کاربران گرفتند. مونرو که در واقع فورکی از بایت کوین است، توانست با بهینهسازی کد و افزایش سرعت توسعه، جامعه کاربری بسیار گستردهتری جذب کند. از آن زمان، بسیاری از سرمایهگذاران و ماینرها از بایت کوین خارج شدند و این پروژه بهتدریج به حاشیه رفت.
در سال ۲۰۱۷، یک باگ در پروتکل CryptoNote کشف شد که امکان ایجاد کوینهای جعلی در بلاک چین را فراهم میکرد. این نقص نرمافزاری به تولید میلیونها بایت کوین اضافی منجر شد و باعث از بین رفتن بخشی از اعتماد کاربران شد.
هرچند این مشکل بعدها برطرف شد، اما تیم توسعه توضیح شفافی درباره جزئیات آن ارائه نکرد. پس از آن نیز، فعالیت رسمی در وبسایت و مخزن GitHub پروژه بایت کوین تقریبا متوقف شد. آخرین بهروزرسانیهای رسمی مربوط به سال ۲۰۱۹ است و از آن زمان، هیچ برنامه توسعهای از سوی تیم منتشر نشده است.
در حال حاضر، با وجود آنکه توکن BCN هنوز در بازار در گردش است، اما بسیاری از صرافیهای بینالمللی از جمله بایننس و اوکیایکس آن را از لیست معاملات خود حذف کردهاند. همین موضوع باعث کاهش حجم نقدینگی و افت بیش از ۹۹ درصدی قیمت بایت کوین نسبت به سقف تاریخیاش شد.
با وجود اینکه Bytecoin دیگر جایگاه سالهای ابتدایی خود را در بازار رمزارزها ندارد، اما همچنان نامی آشنا برای بسیاری از فعالان قدیمی حوزه کریپتو است. این پروژه از همان ابتدا با هدف ایجاد تراکنشهای کاملا ناشناس وارد بازار شد و امروزه بیشتر بهعنوان یکی از پایههای فنی شکلگیری پرایوسیکوینها شناخته میشود. با این حال، نقش فنی و کاربردی بایت کوین در برخی سناریوهای خاص همچنان قابلتوجه است.
اصلیترین کاربرد ارز دیجیتال بایت کوین، انتقال سریع و خصوصی دارایی میان کاربران است. ساختار رمزنگاری و استفاده از آدرسهای یکبارمصرفموجب میشود که هویت فرستنده و گیرنده در هیچ مرحلهای از تراکنش قابل شناسایی نباشد.
همین ویژگی در سالهای نخست فعالیت شبکه باعث شد توکن BCN برای پرداختهای شخصی، تسویههای مستقیم بین کاربران و حتی مبادلات محدود در انجمنهای بسته مورد استفاده قرار گیرد. کاربران قدیمی همچنان از بایت کوین بهعنوان یکی از معدود شبکههایی یاد میکنند که واقعا «بدون گذاشتن ردپا» فعالیت میکرد و تراکنشها در بلاک چین آن مانند دادههای خام ثبت میشدند، نه مسیرهای مالی قابلرهگیری.
یکی از نقاط قوت قابلتوجه Bytecoin در زمان خود، سرعت بالای تایید تراکنشها و کارمزد نزدیک به صفر بود. بهدلیل بلاکتایم دو دقیقهای و سازوکار تنظیم سختی خودکار شبکه، پرداختهای کوچک یا همان Micro Payments در این سیستم بهصورت روان و بدون تأاخیر انجام میشدند.
به همین علت، در مقطعی بایت کوین به گزینهای مناسب برای پرداختهای روزمره یا انتقال داراییهای کمارزش تبدیل شده بود. کاربران ترجیح میدادند بهجای پرداخت چند دلار کارمزد یا انتظار طولانی برای تایید تراکنش در شبکههایی مانند بیتکوین، از توکن BCN برای مبادلات سریع و کمهزینه استفاده کنند.
از منظر فنی، بایت کوین امروزه بیش از هر چیز بهعنوان یک نمونه مرجع در توسعه کوینهای حریم خصوصی شناخته میشود. پروژههایی مانند مونرو و زیکش در حقیقت ادامهدهنده همان مفاهیمی هستند که بایت کوین نخستینبار معرفی کرد؛ از جمله فناوری CryptoNote و امضاهای حلقوی. بسیاری از توسعهدهندگان بلاک چین هنوز هم برای بررسی عملکرد الگوریتمهای رمزنگاری جدید یا طراحی کیف پولهای سبک، از کد منبع بایت کوین استفاده میکنند.
از منظر توسعه و فعالیت شبکه، بایت کوین در سالهای اخیر عملا در وضعیت نیمهفعال قرار داشته است. آخرین بهروزرسانی رسمی این پروژه به سال ۲۰۱۹ بازمیگردد و پس از آن نقشه راه جدیدی منتشر نشده است. با این حال، بازار رمزارزها بارها نشان داده است که پروژههای قدیمی با سابقه زیاد، در صورت بازگشت تیم توسعهدهنده یا انتشار نسخههای بهروزشده، میتوانند دوباره به جریان اصلی بازار بازگردند.
با توجه به افزایش نظارتهای قانونی بر شبکههای شفاف، تقاضا برای ارزهای دیجیتال حریم خصوصی مجددا در حال رشد است. اگر بایت کوین بتواند با بازطراحی فنی و جامعه توسعهدهنده فعالتری وارد میدان شود، احتمال احیای دوباره آن در این بخش از بازار وجود دارد.
برای درک بهتر جایگاه بایت کوین در صنعت بلاک چین و ارزهای دیجیتال، باید آن را در کنار دیگر پروژههای مطرح این حوزه قرار داد. از آنجاییکه بایت کوین یکی از قدیمیترین رمزارزها و همینطور پرایوسیکوینها است، مقایسه آن با ارزهایی مانند بیت کوین، مونرو و زیکش میتواند دید روشنتری از نقاط قوت و ضعف این پروژه ارائه دهد.
بیتکوین بهعنوان اولین رمزارز دنیا با هدف حذف واسطهها و ایجاد سیستم پرداخت همتابههمتا شکل گرفت، اما شفافیت کامل تراکنشها در آن، موضوعی است که همیشه مورد بحث بوده است. در بلاک چین بیتکوین، هر تراکنش برای عموم قابل مشاهده است و میتوان مسیر جابهجایی داراییها را ردیابی کرد.
در مقابل، بایت کوین دقیقا برای حل همین مسئله طراحی شد. با استفاده از فناوری CryptoNote و امضاهای حلقوی، تراکنشها در شبکه بایت کوین غیرقابلردیابی و ناشناس هستند. از نظر سرعت نیز تفاوت قابلتوجهی میان این دو وجود دارد؛ بایت کوین با بلاکتایم دو دقیقهای در مقابل ۱۰ دقیقه در بیت کوین، تایید تراکنشها را سریعتر انجام میدهد.
همچنین، کارمزدها در شبکه بایت کوین بسیار پایینتر است، اما در مقابل، امنیت شبکه بیت کوین بهدلیل توان هش بسیار بالا و جامعه توسعهدهندگان گسترده، قابلاعتمادتر است.
مونرو در واقع فورکی از بایت کوین است که با هدف رفع برخی ضعفهای فنی و افزایش کارایی شبکه ایجاد شد. مونرو همان فناوری CryptoNote را بهکار میگیرد اما الگوریتم اجماع، ساختار بلاک چین و سیستم آدرسدهی در آن بهینهتر شده است.
تفاوت اصلی میان این دو ارز دیجیتال در فعال بودن تیم توسعه و جامعه کاربری است؛ در حالی که بایت کوین سالها است بهروزرسانی زیادی نداشته، مونرو بهطور مداوم در حال توسعه و ارتقای پروتکل خود است.
از نظر سطح ناشناسی، هر دو پروژه عملکرد مشابهی دارند، اما مونرو به دلیل پشتیبانی گستردهتر در کیف پولها و صرافیها، گزینه مناسبتری برای کاربران محسوب میشود. با این حال، نباید فراموش کرد که بنیان بسیاری از ویژگیهای مونرو، از جمله امضاهای حلقوی، آدرسهای یکبارمصرف و تراکنشهای غیرقابلردیابی، ابتدا در بایت کوین معرفی شد.
زیکش یکی دیگر از پروژههای مطرح در حوزه حفظ حریم خصوصی است که برخلاف بایت کوین و مونرو، از فناوری zk-SNARKs برای مخفی کردن اطلاعات تراکنشها استفاده میکند. این فناوری پیچیدهتر و در عین حال سنگینتر است، اما سطح بالاتری از محرمانگی را ارائه میدهد.
در مقایسه، بایت کوین از نظر مصرف منابع بهینهتر و سبکتر است و نیازی به سختافزارهای قدرتمند برای اجرای نودها ندارد. با این حال، عدم توسعه فعال و نداشتن اکوسیستم قدرتمند باعث شده است که زیکش در جایگاه بالاتری از نظر پذیرش بازار قرار گیرد.
در جدول زیر میتوانید بهصورت خلاصه بایت کوین را با سه پروژه مطرح دیگر مقایسه کنید.
| ویژگیها | Bytecoin (BCN) | Bitcoin (BTC) | Monero (XMR) | ZCash (ZEC) |
| سال راهاندازی | ۲۰۱۲ | ۲۰۰۹ | ۲۰۱۴ | ۲۰۱۶ |
| الگوریتم اجماع | Egalitarian PoW (CryptoNote) | SHA-256 | RandomX (PoW) | Equihash |
| حریم خصوصی تراکنشها | بسیار بالا (غیرقابلردیابی) | شفاف و قابلردیابی | بسیار بالا | قابل تنظیم (اختیاری) |
| کارمزد تراکنشها | بسیار پایین | متغیر و نسبتا بالا | پایین | متوسط |
| زمان ایجاد بلاک | حدود ۲ دقیقه | ۱۰ دقیقه | ۲ دقیقه | ۲.۵ دقیقه |
| جامعه توسعهدهنده | غیرفعال در سالهای اخیر | بسیار فعال | فعال و در حال رشد | فعال |
| پذیرش در صرافیها | محدود | گسترده | متوسط تا زیاد | متوسط |
یکی از ویژگیهای مهم پروژه بایت کوین این است که کاربران میتوانند علاوه بر خرید توکن BCN، با استفاده از سختافزارهای معمولی نیز آن را استخراج کنند. در این بخش بهصورت خلاصه بررسی میکنیم که فرآیند ماینینگ، خرید و نگهداری این رمزارز چگونه انجام میشود و چه نکاتی برای امنیت دارایی باید در نظر گرفته شود.
همانطور که پیشتر هم گفتیم فرآیند استخراج در شبکه بایت کوین بر پایه الگوریتم Egalitarian Proof of Work انجام میشود؛ الگوریتمی که برای جلوگیری از تمرکز ماینینگ طراحی شده است و برخلاف بیتکوین، استفاده از CPU و GPU خانگی را هم ممکن میکند. این ساختار باعث شده است که بایت کوین در زمان خودش یکی از دموکراتیکترین مدلهای ماینینگ را ارائه دهد.
در حال حاضر بیش از ۹۹ درصد از کل عرضه BCN استخراج شده است، اما همچنان امکان مشارکت در شبکه وجود دارد. کاربران میتوانند با استفاده از نرمافزارهای ماینینگ مانند XMRig یا نسخههای سبکتر مبتنی بر CryptoNote، بخشی از توان پردازشی سیستم خود را برای تایید تراکنشها در اختیار شبکه قرار دهند و در ازای آن پاداش دریافت کنند.
نکات کلیدی در فرآیند استخراج:
با توجه به عرضه تقریبا کامل توکن، استخراج بایت کوین دیگر جنبه اقتصادی بالایی ندارد و بیشتر بهعنوان فعالیتی آموزشی یا آزمایشی برای علاقهمندان بلاک چین مورد استفاده قرار میگیرد.
برای اکثر کاربران، خرید مستقیم توکن BCN معمولا سادهتر از استخراج آن است. اگرچه این رمزارز در حال حاضر از لیست بسیاری از صرافیهای بزرگ جهانی مانند حذف شده است، اما هنوز هم در برخی از صرافیهای بینالمللی کوچک و چند پلتفرم غیرمتمرکز قابل معامله است.
کاربران ایرانی میتوانند از طریق بهترین صرافیهای ارز دیجیتال ایرانی ابتدا تتر (USDT) تهیه کنند و سپس آن را در صرافیهای خارجی که هنوز از بایت کوین پشتیبانی میکنند، به BCN تبدیل نمایند. پیش از انجام معامله باید به حجم نقدینگی، جفتارزهای معاملاتی فعال و کارمزد تراکنشها توجه شود، زیرا نقدشوندگی پایین میتواند موجب نوسانات شدید قیمت شود.
برای نگهداری امن دارایی، استفاده از کیف پول رسمی Bytecoin یا ولتهایی که از پروتکل CryptoNote پشتیبانی میکنند توصیه میشود. این کیف پولها برای سیستمعاملهای ویندوز، لینوکس و مک در دسترس هستند و نسخه موبایل نیز برای اندروید منتشر شده است.
انواع کیف پولهای قابلاعتماد برای بایت کوین عبارتاند از:
نکات امنیتی برای نگهداری:
بایت کوین بدون تردید یکی از پروژههای تاثیرگذار و تاریخی در بازار رمزارزها است. این شبکه با معرفی فناوریهایی مانند CryptoNote و امضاهای حلقوی توانست مفاهیم جدیدی مثل تراکنشهای ناشناس و آدرسهای یکبارمصرف را وارد دنیای بلاک چین کند. هرچند امروز از نظر قیمتی و سطح فعالیت توسعهدهندگان در وضعیت نسبتا راکدی قرار دارد، اما نقش آن در شکلگیری نسل جدید پرایوسیکوینها انکارناپذیر است.
از نظر فنی، ساختار ارز دیجیتال بایت کوین هنوز هم یکی از نمونههای کلاسیک شبکههای غیرمتمرکز با رویکرد امنیتی بالا محسوب میشود. با این حال، نبود بهروزرسانیهای منظم، پیشاستخراج گسترده و خروج از صرافیهای بزرگ، باعث شده که توکن BCN از دید سرمایهگذاران جدی فاصله بگیرد.
در شرایط کنونی، بایت کوین بیش از آنکه یک ابزار مالی فعال باشد، به عنوان پروژهای مرجع برای مطالعه فنی و بررسی الگوریتمهای رمزنگاری در بلاک چین مورد توجه قرار دارد. با این وجود، بازار کریپتو به دفعات ثابت کرده است که هیچ پروژهای را نباید کاملا از دور خارج دانست.
رشد مجدد تقاضا برای ارزهای دیجیتال حریم خصوصیمحور و افزایش محدودیتهای نظارتی روی شبکههای شفاف میتواند بستر مناسبی برای احیای دوباره پروژههایی مانند بایت کوین فراهم کند. در صورتی که جامعهی توسعهدهندگان جدیدی برای این پروژه شکل بگیرد و ساختار آن با فناوریهای روز بهروزرسانی شود، احتمال بازگشت تدریجی بایت کوین به صحنه رقابت وجود خواهد داشت.
ادبیات انگلیسی خوندم ولی علاقه زیادی به مطالب تخصصی حوزه بلاکچین دارم و به طور پیوسته درمورد تحولات بازار ارزهای دیجیتال مطالعه میکنم. از ابتدای شروع کار ...