در این جلسه، تمرکز بر درک بهتر گرههای معاملاتی و سطوح پرایس اکشنی است. ابتدا مرور کوتاهی میشود بر گرههای معاملاتی که در جلسه قبل توضیح داده شدند؛ از جمله گرههایی که از برگشت قیمت در پیوتها شکل میگیرند و همچنین گرههای افدیسی (FDC). در این جلسه، نوع دیگری از گرهها معرفی شد:
گرههای معاملاتی حاصل از شکست سطوح. توجه به گرهها میتواند به موفقیت در ترید کوتاه مدت کمک کند.
تایید شکست در ترید کوتاه مدت
وقتی یک خط روند یا سطح استاتیک شکسته میشود، ناحیهای که قیمت پیش یا پس از آن برای مدتی درجا میزند، یک گره معاملاتی مهم در نظر گرفته میشود. اما برای اینکه این شکست معتبر باشد، صرفاً رد شدن کندل از سطح کافی نیست. لازم است شکست با کندل قوی و تثبیت قیمت همراه باشد. یعنی قیمت از سطح عبور کند، کمی فاصله بگیرد، دوباره استراحت کند، و بعد از سطح دور شود. این تأییدیهی شکست است.
در نمودارهایی مانند سولانا یا کاردانو، مثالهایی ارائه شد. در آنها خط روند نزولی با کندلی قوی شکسته شده و قبل و بعد از آن، درجا زدن قیمت مشهود است. همین درجا زدنها، گرههای معاملاتی را شکل میدهند که در آینده، محلهای مهم واکنش بازار خواهند بود. نکته مهم اینکه، لزوماً همیشه نمودار به خود خط روند پولبک نمیزند، بلکه ممکن است از همان ناحیهی گره تشکیلشده برگردد. در نتیجه، شناسایی این گرهها به کمک تایمفریم پایینتر، میتواند به موقعیتهای معاملاتی دقیقتر منجر شود.
سطوح پرایسی مهم
در ادامه، به سطوح پرایسی اشاره شد که ماهیتی متفاوت از گرههای معاملاتی دارند و باز هم در ترید کوتاه مدت مؤثراند. یکی از این سطوح، منشأ حرکت شارپ است. وقتی قیمت بهطور ناگهانی و شدید (شارپ) صعود یا نزول میکند، ناحیهای که در آن درجا زده و بعد حرکت آغاز شده، محل تصمیمگیریهای بزرگ (توسط خریداران یا فروشندگان قدرتمند) است. بنابراین سطح پرایسی مهمی بهحساب میآید. این نواحی در آینده میتوانند نقش حمایت یا مقاومت خوبی ایفا کنند. حتی اگر فقط یک یا دو بار تکرار شوند.
سطوح یک سوم
در ادامه به سطوح یکسوم پرداخته میشود. این سطوح زمانی مهم میشوند که یک روند قوی (نه الزاماً شارپ) شکل گرفته باشد. در این حالت، کل حرکت را به سه بخش تقسیم میکنیم. این تقسیم معمولاً با استفاده از ابزار فیبوناچی انجام میشود. کافی است سطوح ۰.۳۳ و ۰.۶۶ را به فیبو اضافه کنیم تا بتوانیم نواحی مهم یکسوم ابتدایی و انتهایی را شناسایی کنیم. معمولاً در این نواحی نیز قیمت کمی درجا میزند و بعد حرکت میکند که نشان از تصمیمگیری فعالان بازار دارد.
پاسکاری کندلی
در انتها برای ترید کوتاه مدت به مفهوم جالب و دقیق پاسکاری کندلی اشاره میشود. این پدیده زمانی شکل میگیرد که دو کندل متوالی، هر کدام بدنه بزرگ و سایهای در جهت مخالف داشته باشند؛ بهطوری که بین دو سایه، ناحیهی کوچکی شکل بگیرد. این ناحیه میتواند در آینده سطح پرایسی مهمی باشد. نکته مهم در پاسکاری کندلی این است که هم بدنه کندلها باید واضح و قوی باشند و هم شدوها دقیقاً در جهت مخالف قرار گیرند. این نواحی، چون نشاندهنده تعویض قدرت بین خریدار و فروشنده هستند، برای معاملات آینده اهمیت دارند.