گره معاملاتی در تحلیل تکنیکال؛ گره معاملاتی پرایس اکشن

در جلسه شانزدهم تکنیکالیست شو به بررسی سطوح پرایس اکشنی و به‌خصوص گره‌های‌ معاملاتی در تحلیل تکنیکال می‌پردازیم. سطوح پرایس اکشنی نوعی از حمایت و مقاومت‌ها هستند که برخلاف سطوح استاتیکی مثل پیوت‌ها یا قله‌ها، به‌راحتی قابل شناسایی نیستند. شناسایی آن‌ها نیاز به تجربه و دقت دارد. این سطوح معمولاً برای تریدهای کوتاه‌مدت مثل روزانه و هفتگی کاربرد دارند و در تحلیل‌های بلندمدت کمتر به کار می‌روند.

گره معاملاتی در تحلیل تکنیکال چیست؟


گره‌های معاملاتی بخش مهمی از سطوح پرایس اکشنی هستند. آن‌ها نقاطی روی نمودارند که قیمت در آنجا دچار تردید و تصمیم‌گیری می‌شود؛ یعنی جایی که معامله‌گران بزرگ بازار (نهنگ ‌ها) تصمیم می‌گیرند روند را ادامه دهند یا معکوس کنند. گره‌های معاملاتی مثل گره‌هایی روی طناب کوهنوردی‌اند که قیمت در آن‌ها گیر می‌کند و پس از تصمیم‌گیری، ادامه پیدا می‌کند.

از نظر شکل ظاهری، گره معاملاتی جایی است که قیمت حداقل با ۳ کندل پشت سر هم نوسان کوچکی دارد و عملاً درجا می‌زند؛ اینجا محل جنگ خریدارها و فروشنده‌هاست و تصمیم‌گیری برای جهت حرکت قیمت شکل می‌گیرد. گره‌ها به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: گره‌های حاصل از برگشت روند و گره‌های حاصل از شکست یک سطح.

بررسی FTC به عنوان یکی از مهم ترین انواع گره معاملاتی در تحلیل تکنیکال


مهم‌ترین گره معاملاتی حاصل از برگشت، گره‌ای به نام FTC یا Failure to Continue است. این گره وقتی نمودار نمی‌تواند روند قبلی را ادامه دهد و برگشت اتفاق می‌افتد، تشکیل می‌شود. برای تشخیص FTC ابتدا باید پیوت را شناسایی کنیم که بر اساس سه کندل هم‌رنگ و پوشش کندل قبلی تعریف می‌شود. پس از تأیید پیوت، با رفتن به تایم فریم پایین‌تر، محل درجا زدن قیمت (با حداقل ۳ کندل کوچک و نوسان محدود) را مشخص می‌کنیم. سپس آن را به صورت یک باکس ترسیم می‌کنیم.

وقتی قیمت دوباره به این ناحیه برسد، احتمال واکنش قیمت و شروع روند جدید بالاست و فرصت‌های معاملاتی مناسبی فراهم می‌شود. این تکنیک به‌خصوص برای تریدهای کوتاه‌مدت و بازارهایی مانند فیوچرز کاربرد فراوان دارد، چون با ریسک کمتر و احتمال خطای پایین‌تر همراه است.

مثال‌های عملی نشان می‌دهند که وقتی قیمت به این سطوح گره‌ای می‌رسد، نهنگ‌ها که در آنجا معاملات بزرگی انجام داده‌اند، اجازه نمی‌دهند قیمت از این نقاط عبور کند و به اصطلاح قیمت را مهار می‌کنند. اگر قیمت از این سطح عبور کند و پیوت بالاتر یا پایین‌تر شکسته شود (که به آن FDTC می‌گوییم)، روند جدیدی شکل خواهد گرفت.

در نهایت تأکید شد که این مفاهیم نیاز به تمرین و مشاهده دقیق دارند و توصیه می‌شود بیشتر روی تایم فریم‌های ۴ ساعته و بالاتر کار شود تا نویزهای بازار کمتر تاثیرگذار باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *